Archive for the ‘موسیقی’ Category

Comment

یکشنبه, آذر ۲۹م, ۱۳۸۸

خوب یا بد دنیای امروز دنیای رسانه ها است. رسانه ها میتوانند چیزی را آنقدر بزرگ یا آنقدر کوچک کنند که کسی اصلآ به ذات آن چیز فکر نکند. یکی از چیزهایی که مدام من را آزار می دهد هم همین است ! اینکه مردم ( به طور کلی ) بدون آنکه فکر کنند به سمت چیزهایی می روند که هیچ شناختی از آن ها ندارند و فقط تاثیر لحظه ای رسانه بر آن هاست.  همه به نوعی درگیر بازی های رسانه ای شده ایم. شاید چیزی خریده ایم که هیچ وقت از آن استفاده نکنیم - تفکری را قبول کردیم که تا قبلش مخالف ۱۰۰٪ آن بوده ایم. عربده های خواننده ای را تحمل کرده ایم که اگر وجود چیزی با عنوان رسانه نبود قطعآ ناسزاهای پر استعاره ای حواله خواننده اش می کردیم ولی به خاطر تقدسی که چیزها و افراد با همراهی رسانه ها پیدا می کنندو موجی که در تفکر عموم ایجاد می کنند کمتر جرات می کنیم آن ها را نقد کنیم.

شخصآ  بی هیچ تنگ نظری و موضع گیری کار بسیاری از گروه های موسیقی ایرانی که اصطلاحآ با عنوان زیرزمینی مشهورند را گوش می کنم و در بسیاری از موارد از بسیاری جهات کار آن ها را قوی تر از آن هایی میبینم که روی زمین فعالند. افرادی که با عشق به موزیک و بی هیچ چشم داشت عجیب و غریبی سال هاست روزها جدی تمرین می کنند و گه گاهی قطعاتشان را ضبط می کنند و بدون سر و صدا بالاخره به نوعی حاصل کارشان را به دست مخاطبانشان که شاید حتی در بعضی موارد به بیش از ۱۰۰ نفر نرسد می رسانند. با افرادی آشنا شده ام که چهل و چند سال از عمرشان می گذرد و آنقدر جدی کار موسیقی را دنبال می کنند و موزیک های بی نظیری را تولید می کنند که گاهی به یاد هنرمندانی می افتم که سال ها  بعد از مرگشان دنیا از آن ها به نیکی یاد می کند ولی در دوران زندگی شان کمتر کسی آن ها را می شناخته. البته کمی خوشحالم با جنجال رسانه ای که فیلم اخیر بهمن قبادی ( کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد ) به راه انداخته و مردم قطعآ مشتاق دیدن این فیلم هستند کمی جامعه می تواند نگاهش را نسبت به چیزهایی که در موزیک ایران می گذرد را بازتر کند. چیزهایی که شاید ۲۰ یا ۳۰ درصد اتفاقات و استعدادهای موسیقی را از نوع مصطلح زیرزمینی باشند.

گروه Comment از بی شمار گروه هایی است که بی هیچ ادعایی در موسیقی ایران مشغول کار است. آن ها نه نگران ریشه های از یاد رفته هستند و نه سنت های خوابیده در خاک. موزیک آن ها را که گوش می دهم کمتر احساس می کنم این موزیک از  سازهای هنرمندان ایرانی و در همین شهر بیرون می آید. اشعار آن ها نه برگرفته از اشعار کلاسیک حاظر آماده است - نه برگرفته از مشکلات روز است و نه خبری از بامزگی و مزه پرانی انتقادی. گروه تشکیل شده از ۵ نفر است و تا کنون یک آلبوم کامل که مربوط به چند سال قبل است را بر روی سایتشان قرار داده اند. ساز بندی و تنظیمات قطعات و افکت های صوتی با بهترین نحو انتخاب و ترکیب شده اند؛ طوری که برای من که یک شنونده حرفه ای موسیقی خودم را میدانم تازگی دارد. قطعآ تاثیراتی از برخی گروه های دیگر موسیقی در کارشان دیده می شد که این داستان چیز چندان عجیبی نیست و به نظرم نکته منفی به شمار نمی آید و طبیعی است. قطعاتی که تا کنون آن ها ساخته اند قطعآ بیش از یک آلبوم است و باید در انتظار شنیدنشان بود. میتوانید در وبسایت گروه تمامی قطعات مربوط به اولین آلبوم آن ها را رایگان دانلود کنید.

William Orbit

شنبه, آبان ۱۶م, ۱۳۸۸

با دنبال کردن آثار هنرمندان غیر ایرانی در تمام شاخه ها چیز مهمی که نظرم را جلب می کند و سعی می کنم خودم هم به کار ببرم قدرت ریسک کردن است. در میان هنرمندان تجسمی کما بیش این قدرت را می بینم و در میان هنرمندان رشته موسیقی در ژانر های مختلف بیشتر شاهد این قدرت هستم و بدون شک Madonna یکی از بهترین نمونه هایی است که می توانم به آن استناد کنم. این که او به شدت به روز است و قدرت ریسک کردن هم دارد تا جایی که آلبوم هایش ۱۸۰ درجه با دیگر آلبوم هایش فرق دارند و همچنان پرفروش هستند( خوب یا بد ) شاید بیشتر مدیون افرادی است که او با آن ها همکاری می کند. افرادی که به تنهایی خودشان آرتیست های کامل و ۱۰۰ درصد مستقلی هستند.

William Orbit یکی از آن دسته تنظیم کنندگان و تهیه کنندگان مستقلی است که توانسته توجه های فروانی را به Madonna جلب کند. همکاری Orbit با Madonna  یازده سال قبل در آلبوم  Ray of Light شکل گرفت - آلبومی که به نظر من از همه نظر چندین پله بالاتر از همه ی آثار Madonna تا به امروز است. William Orbit را باید احیا کننده مجدد موسیقی الکترونیک در دهه ۹۰ دانست. او علاوه بر Madonna تجربه همکاری با آرتیست های دیگری مثل  U2 و Robbie Williams را نیز دارد و در کنار همکاری با هنرمندان دیگر - خودش نیز تا کنون چند آلبوم شخصی را هم منتشر کرده که باز هم در میان تولیدات الکترونیک صنعت موسیقی جزو بهترین ها هستند. در سازبندی آثار او  با کمی دقت میتوان به راحتی صدای سازهای آکوستیک را شنید و با این حال آثارش را جزو شاخه الکترونیک طبقه بندی کرد - نکته ای که اکثر هنرمندان شاخه الکترونیک از آن استقبال نمی کنند و الکترونیک بودن خودشان را در استفاده نکردن از سازهای آکوستیک بدانند !

با این حال- اگر نه از Madonna خوشتان می آید و نه به موزیک الکترونیک علاقه دارید- خیلی بی انصافید اگر بگویید قطعه Frozen بد است !

Erlend Øye

پنجشنبه, مرداد ۸م, ۱۳۸۸

Erlend Øye یک مغز به شدت متحرک است. من او را از گروه Kings of Convenience که خود او پایه گذارش بود می شناسم. او به همراه Eirik Glambek Bøe این گروه را در سال ۱۹۹۹ تاسیس کردند تا دست به انجام تجربه هایی بزنند که فقط و فقط از اهالی کشور های ناحیه اسکاندیناوی امکان بروزش را می شود انتظار داشت ! ساز بندی فوق العاده ساده و تنظیم های روان. شاید به غیر از ۳ یا ۴ قطعه که نوازندگان میهمان در گروه حضور دارند در باقی قطعات این دو موجود نروژی کل پروژه را جمع کردند.

در وبسایت ها خواندم که این گروه فعلآ فعالیتش متوقف شده و هر دو عضور گروه سراغ پرژه های دیگری رفتند.Erlend Øye در سال ۲۰۰۳ با گروه دیگری که از برلین فعالیت خود را شروع کردند کار روی پروژه گروهی دیگری را شروع کرد. گروه The Whitest Boy Alive که به نظر من نقطه اوج تفکر گروه قبلی بود با اینکه تفاوت های زیادی بین دو گروه هست. اینبار سازها کمی بیشتر می شود و اعضای گروه ۴ نفر هستند و تنظیم ها متفاوت تر و متنوع ترند. صدای واقعآ خسته او بر روی قطعاتی که چه در این گروه و چه در Kings of Convenience می خواند آنقدر به کار این دو گروه شخصیت داده که ادامه کار هر کدام از این گروه ها بدون وجود او و تنظیم های ساده ی او غیر قابل تصور نیست. او علاوه بر انجام پرژه ها و تجربه های شخصی اش همچنان با دو گروهی که خود او مغز متفکرشان بوده همکاری می کند و گاهی هم مثلآ سر از گروه الکترونیک Röyksopp در می آورد ! خبر دارم که به زودی آلبوم جدیدی است Kings of Convenience تا پایان سال ۲۰۰۹ قرار از منتشر شود. هر کسی  می تواند از شنیدن هر قطعه ای که Erlend Øye در آن نواخته و یا خوانده لذت ببرد! متاسفانه لینکی را برای شنیدن قطعات او پیدا نکردم ( زیاد دنبالش نگشتم ! )  اگر خودتان بگردید چیزی برای دانلود حتمآ پیدا می کنید !!