Victoria Reichelt
جمعه, مرداد ۳۰م, ۱۳۸۸شاخ و شانه کشیدن برای یکدیگر، جزوی از روحیه ما ایرانی هاست. شاید در بچگی احمق بودیم و با نمره بیست به یکدیگر پز می دادیم و زبانمان را برای بغل دستی یا همکلاسی هایمان به بیرون از دهنمان هدایت می کردیم یا بدتر از آن یکدیگر را تخریب می کردیم. از این مثال های احمقانه زیاد است و فکر نمی کنم هیچ فردی منکر این شود که بابت چیزی از فرد دیگری احساس برتری و غرور نکرده باشد. فضای جامعه هنری ایران هم دقیقآ همینقدر ناشیانه است… عده ای به خاطر سوژه ، عده ای دیگر به خاطر تکنیک، عده ای دیگر به خاطر قیمت های آثارشان و عده هم به خاطر در انزوا بودنشان به یکدیگر فخر میفروشند و در حد و توان خود هم صنفی ها و همکارانشان را تخریب می کنند.
Victoria Reichelt نقاشی استرالیایی است که هم از نظر ایده و هم از نظر تکنیک جزو بهترین نقاشان معاصر است که فضای کلی آثارش را محیط های زندگی انسان ها تشکیل می دهند. شاید با یک نگاه کلی آثار او من را یاد Gerhard Richter بیندازد ولی فقط من را با یاد او می اندازد از این جهت که نقاشی دیگری هم هست که از نظر ایده و اجرا کارش حرف نداشته باشد، همین. یکی از جالب ترین و به نظر من بهترین مجموعه نقاشی هایی که او کار کرده است مجموعه ای از کتابخانه هایی است که او انجام داده است. دغدغه اجسام روزمره و شاید طبیعت بی جان معاصر در تمامی دوره های کاری او به چشم می خورد. طبیعت بی جان های او به شدت امروزی هستند، حتا اگر آن ها کتاب باشند! آن ها کتاب هایی معاصر هستند که نقاشی شده اند و این کار از طرف یک نقاش انتزاعی که حالا امروز سوار بر موج سوژه های عامیانه شده انجام نشده است و خدا را شکر که او یک نقاشی ایرانی نیست که مجبورمان کند به زور دنبال استعاره هایی در نقاشی هایش باشیم.



